جواد محدثى
57
فرهنگ عاشورا ( فارسي )
آنكه به او امان داده بود ، او را كشت . « 1 » به مسلم بن عقيل نيز پس از درگيرى تن به تن در ميدان و كوچههاى كوفه امان دادند . امان دهنده محمد بن اشعث بود . امّا به امان وفا نشد و او را نزد ابن زياد برده و سرانجام به قتل رساندند . « 2 » در كربلا نيز شمر ، براى عباس « ع » اماننامه آورد ولى ناكام شد . شمر ، پس از آنكه فرمان قتل حسين « ع » و تاختن بر بدن امام را از ابن زياد گرفت تا به كربلا آيد ، عبد الله بن ابى محل ( كه از طايفهء امّ البنين مادر عباس بود ) آنجا بود . براى عباس و برادرانش دستخط امان گرفت و توسّط غلامى نزد آنان فرستاد . آنان با ديدن اماننامه گفتند : ما را به امان شما نيازى نيست ، امان الهى بهتر از امان ابن زياد است : « لا حاجة لنا فى امانكم ، امان اللّه خير من امان ابن سميّة » . « 3 » قبل از روز عاشورا هم وقتى شمر پشت خيمهء اصحاب امام آمد و عباس و برادرانش را اين گونه صدا زد : خواهرزادگان ما كجايند ؟ عباس و جعفر و عثمان ( فرزندان امير المؤمنين « ع » ) بيرون آمدند كه : چه مىخواهى ؟ گفت : « انتم يا بنى اختى آمنون » . شمر مىخواست به بهاى رها كردن حسين « ع » به عباس و برادرانش امان دهد . آنان نيز در پاسخ گفتند : لعنت خدا بر تو و امان تو باد . آيا به ما امان مىدهى در حالى كه پسر پيامبر را امانى نيست ؟ « لعنك اللّه و لعن امانك ، أ تؤمننا و ابن رسول اللّه لا امان له ؟ » « 4 » امّ خلف همسر مسلم بن عوسجه ، از زنان برجستهء شيعه كه در كربلا از ياران حضرت سيد الشهدا « ع » بود . پس از شهادت مسلم بن عوسجه ، پسرش خلف آمادهء جنگ شد . امام حسين از او خواست كه به سرپرستى مادرش بپردازد . ولى مادرش او را تشويق به جنگ كرد و گفت : جز با يارى پسر پيغمبر ، از تو راضى نخواهم شد . خلف پس از نبردى دليرانه به شهادت رسيد . پس از شهادتش ، سر او را به طرف مادرش پرتاب كردند . او هم سر را برداشته ، بوسيد و گريست . « 5 » ماجرايى نظير اين ، دربارهء « امّ وهب » و پسرش وهب بن عبد الله كلبى نقل شده است . از آنجا كه در ميان شهداى كربلا كسى به نام خلف بن مسلم نيست ، احتمالا اشتباهى در نقل پيش آمده و امّ وهب و پسرش وهب صحيحتر باشد . - امّ وهب ، وهب بن عبد الله كلبى .
--> ( 1 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 365 . ( 2 ) - همان ، ج 3 ، ص 397 . ( 3 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 558 . ( 4 ) - وقعة الطف ( چاپ جامعه مدرسين ) ، ص 190 . ( 5 ) - ر . ك : رياحين الشريعه ، ذبيح الله محلّاتى ، ج 3 ، ص 305 .